سال همت مضاعف- کارمضاعف یک عنوان عام بوده و باید در همه ی عرصه ها مورد توجه قرار گیرد . لکن آنچه در تفسیر این نام گذاری مورد تاکید است- همت مضاعف و کارمضاعف برای رفع فقر از جامعه است. بنظر میرسد که همت مضاعف و کارمضاعف در عرصه ی فقر زدایی با توجه به پهناوری کشور و زمین های حاصل خیز و استعدادهای موجود در کشور جلوه ی بیشتر دارد. ماباید تلاش کنیم که شاهد میزان کمتری از فقر در جامعه باشیم ، چراکه وجود فقر در شان نظام جمهوری اسلامی نیست و نباید از پرکردن این خلاء اغماض کرد. البته خوشبختانه در این زمینه بسیار کار شده ، اما چون گودال های فقر در جامعه بسیار عمیق است ،برای رفع آنها نیاز مبرم داریم به همت مضاعف و کارمضاعف. والسلام-
حمید توفیقی
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 19:47  توسط
|
سوگ نشین نهر علقمه
مادر؛ مادری که اگر چه در کربلا نبود، ولی دلش تا ابد در کربلا ماند و نگاهش بر افق، که آیا «کاروان عشق» را بازگشتی خواهد بود؟
مادری که دلش برای همیشه در کنار «نهر علقمه»، سوگ نشین فرزندی شد که نظیر نداشت در زیبایی و شجاعت!
مادری که دلش در میدان «قتلگاه» بود و نگاهش بر آسمان، که چه وقت، «ماه»، بار دیگر خواهد تابید!
مادری که یک عمر، دست از «حسین حسین» گفتن بر نداشت و تمام غریبانه هایش را، حتی سوگ عزیزانش را با نام حسین علیه السلام همراهی کرد!
مادری که «ام البنین علیهاالسلام » بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا، تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛ آن گاه که راوی، از عبور نیزه ها روایت می کرد!
مادری که حتی کوچه های «مدینه»، مرثیه سرای اندوه سترگ او شدند و به استقامت و صبر او ایمان آوردند!
مادری که «وفا»، اولین درس زندگی و «شجاعت»، عالی ترین سرشت همسری اش بود و «صحبت»، بالاترین باور مهر پروری اش
مادری که برای همیشه، با ناله های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود و سروده هایش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا می کند!
مادری که بعد از شهادت «عباس علیه السلام»، دیگر به ماه نگاه نکرد و آسمان مدینه، نعمت نورافشانی اش را از دست داد!
مادری که در کربلا نبود، ولی تا ابد در کربلا ماند و دل از «گودال قتلگاه» نگرفت و فریاد «یا حسین»اش را نه تنها در مدینه، که از صحن مطهر کربلا می توان شنید! درود خداوند و سلام پاکان، بر روح بلند و وفاداری بی نظیرش باد!
روح آسمانی اش، در سایه سار کوثر، شاد، و شفاعت بشکوهش، دستگیرمان باد!
سید علی اصغر موسوی
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 10:6  توسط
|
بالاترین مرحله قرب «فنا» است. «فنا» به معنى فراموش كردن همه چیز، و همه كس، و حتى فراموش كردن خویشتن در برابر خداوند است.
یعنى انسان به مرحلهاى برسد كه جهان هستى را جز سرایى نبیند، و عالم آفرینش را جز سایهاى كمرنگ مشاهده نكند. همه جا خدا را ببیند، و همه جا در جستجوى او باشد.
خویشتن را پروانهوار در آتش شمع وجود او بسوزاند، و هستى خویش را در هستى او محو و نابود ببیند.
یكى از آثار رسیدن به این مقام «تسلیم مطلق» در برابر اراده او است، آنچه او مىخواهد، بخواهد، و آنچه او مىپسندد، بپسندد. هم رضاى او رضاى خدا باشد، و هم رضاى خدا رضاى او .
و با در دست داشتن این معیار به سراغ مقام عرفان بانوى اسلام، فاطمه زهرا(علیهاالسلام) و قرب او در درگاه خدا مىرویم و این حقیقت را از زبان پیامبر بزرگ اسلام(صلی الله علیه و آله) مىشنویم:
در كتابهاى متعدد معروفى از اهل تسنن و در روایات متعدد و فراوانى آمده است كه پیغمبر به فاطمه زهرا(علیهماالسلام) فرمود:
«ان الله یغضب لغضبك و یرضى لرضاك»؛ خداوند به خاطر تو خشمگین مىشود و به خاطر رضاى تو راضى.
فاطمه(علیهاالسلام) پارهاى از وجود و هستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، هم از نظر جسمى وهم روحى.
و نیز در جاى دیگر مىخوانیم: پیغمبر فرمود:
«فانما هى فاطمة بضعة منى یریبنى ما ارابها و یؤذینى ما آذاها»؛ «فاطمه پاره تن من است آنچه او را آزار دهد، مرا آزار مىدهد و آنچه او را به زحمت افكند، مرا به زحمت مىافكند.»
بدیهى است علاقه پدر و فرزندى هرگز نمىتواند چنین پدیدهاى را توجیه كند، زیرا پیغمبر به عنوان «رسول الله» چیزى را اراده نمىكند جز آنچه خدا اراده كند و هماهنگى و رضاى فاطمه با خشنودى و رضاى خدا و پیامبر دلیلى جز محو اراده او در اراده و خواست خدا ندارد.
این نكته شایان دقت است كه معمولا جمله «فاطمه بضعة منى»، به معنى فاطمه پاره تن من است تفسیر و ترجمه مىكنند، در حالى كه در این جمله سخنى از تن در میان نیست، بلكه مفهوم حدیث این است كه فاطمه(علیهاالسلام) پارهاى از وجود و هستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) است، هم از نظر جسمى و هم روحى.
برگرفته از کتاب برترین بانوى جهان فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، آیت الله مكارم شیرازى
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 8:44  توسط
|
سیره و سیماى امام محمّد باقر(علیه السلام)

حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام) اوّل ماه رجب، یا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى در مدینه متولّد گردید.
پدر بزرگوارش، حضرت على بن الحسین ، زین العابدین(علیه السلام)، و مادر مكرّمه اش ، فاطمه معروف به «امّ عبدالله» دختر امام حسن مجتبى می باشد.
از این رو، آن حضرت از ناحیه پدر و مادر به بنی هاشم منسوب است. شهادت امام باقر (علیه السلام) در روز دوشنبه 7 ذیحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى، به دستور هشام بن عبدالملك خلیفه اموى، به وسیله خوراندن سمّ، اتّفاق افتاد و مزار شریفش در مدینه در قبرستان بقیع می باشد. آن حضرت یكى از اطفال اسیر فاجعه كربلا می باشد كه در آن وقت سه سال و شش ماه و ده روز از سنّ مباركش گذشته بود.
حضرت باقر (علیه السلام) به علم و دانش و فضیلت و تقوا معروف بود و پیوسته مرجع حلّ مشكلات علمى مسلمانان به شمار می رفت. وجود امام محمّد باقر(علیه السلام) مقدّمه اى بود براى اقدام به وظایف دگرگون سازى امّت. زیرا مردم، او را نشانه هاى فرزند كسانى می شناختند كه جان خود را فدا كردند تا موج انحراف ـ كه نزدیك بود نشانه هاى اسلام را از میان ببرد ـ متوقّف گردد.
آن حضرت از ناحیه پدر و مادر به بنی هاشم منسوب است. شهادت امام باقر (علیه السلام) در روز دوشنبه 7 ذیحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى، به دستور هشام بن عبدالملك خلیفه اموى، به وسیله خوراندن سمّ، اتّفاق افتاد و مزار شریفش در مدینه در قبرستان بقیع می باشد.
آنان از این رو قربانى شدند تا مسلمانان بدانند كه حكّامى كه به نام اسلام حكومت می كنند، از تطبیق اسلام با واقعیت آن به اندازه اى دوراند كه مفاهیم كتاب خدا و سنّت رسول اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در یك طرف قرار دارد و آن حاكمان منحرف در طرف دیگر. امام باقر(علیه السلام) بر آن شد تا انحراف حاكمان و دورى آنان از حقایق اسلام را به مردم بفهماند و براى مسلمانان آشكار سازد كه چنان امورى تحقّق یافته است. هشام بن عبدالملك خلیفه نابكار اموى وقتى به امام(علیه السلام) اشارت می كند و می پرسد كه این شخص كیست؟ به او می گویند او كسى است كه مردم كوفه شیفته و مفتون اویند.
این شخص، امام عراق است. در موسم حجّ، از عراق و خراسان و دیگر شهرها، هزاران مسلمان از او فتوا می خواستند و از هرباب از معارف اسلام از او می پرسیدند. این امر اندازه نفوذ وسیع او را در قلوب توده هاى مردم نشان می داد.
از سوى فقیهان بزرگ كه وابسته به حوزه هاى فكرى و علمى بودند، مسائل دشوار در محضر او مطرح می شد و گفتگوهاى بسیار با امام به عمل می آمد، از او پاسخ می خواستند تا امام را در تنگنا قرار دهند و در مقابل مردم او را به خاموشى وادارند، ولى آن حضرت با پاسخ هاى قانع كننده و مستدلّ و محكم خود آنان را به اعجاب وا می داشت.
حوزه علمى او براى صدها دانشمند و محدّث كه تربیت كرده بود پایگاهى مهّم به شمار می آمد. جابر جعفى گوید: «ابوجعفر هفتاد هزار حدیث براى من روایت كرد.» و محمّد بن مسلم گوید: «هر مسئله كه در نظرم دشوار می نمود از ابوجعفر(علیه السلام)می پرسیدم تا جایى كه سى هزار حدیث از او سؤال كردم.»امام باقر (علیه السلام) شیعیان خود را چنین وصف می كند: «همانا شیعه ما، شیعه على، با دست و دل گشاده و از سر گشاده دستى و بی ریایى از ما طرفدارى می كنند و براى زنده نگاه داشتن دین، متّحد و پشتیبان ما هستند. اگر خشمگین گردند، ستم نمی كنند و اگر خرسند باشند از اندازه نمی گذرند. براى آن كس كه همسایه آنان باشد بركت دارند و با هر كس كه با آنان مخالف باشد طریق مسالمت پیش می گیرند. و شیعه ما اطاعت خدا می كند.»
برگرفته از کتاب سیره معصومان
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 11:11  توسط
|

حضرت معصومه (س)شخصیتی رفیع و والا مقام میباشد به طوری كه ائمه طاهرین علیهم السّلام از این بانو، با جلالت و تكریم یاد كردهاند و حتی پیش از ولادت آن حضرت، بلكه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضی از ائمه علیهم السّلام آمده و از مقام والای او سخن گفتهاند كه به بعضی از آنها اشاره میشود.
امام صادق علیه السّلام میفرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمی و حرم وَلدی من بعدی...»[1] بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنی از فرزندان من در این شهر در میگذرد كه او دختر موسی است... .»
امام صادق علیه السّلام در حدیثی دیگر پیش از این كه این فرزند گرانقدر متولد شود از فضیلت زیارت و مدفن او سخن میگوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه میدهد و میفرماید: «شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون میشود، به نام فاطمه هر كس او را زیارت كند بهشت برای او ثابت میشود... .»[2]
حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام، كه بعد از حضرت زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه سلام الله علیها نمیرسد.
همه این بیانات حاكی از شأن و عظمت و فضیلت این بانوی مكرم اسلام میباشد. بیشك این فضایل و خصوصیات اخلاقی این بانوی بزرگ است كه او را دارای چنین مقام و منزلتی نموده است چون امام موسی كاظم علیه السّلام دارای 37 فرزند بود كه در میان آنها این بانوی مكرم است كه مثل ستارهای درخشان میدرخشد و در میان فرزندان امام كاظم علیه السّلام بعد از امام رضا علیه السّلام هیچ كدام هم سنگ او نمیباشد. حال به خصوصیات و فضایلی اشاره میكنیم كه باعث عظمت و درخشش او در میان دیگر امامزادگان شده است.
بقيه در ادامه مطالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 19:33  توسط
|